تصميم قطعي بگيريد :  بدترين کاري که يه دختر ميتونه بکنه, قهر کردن براي امتياز گرفتنه. اين کار ممکنه تو يکي دو بار اول خوب جواب بده. اما بعد از يه مدت, اگه واقعاً بخواين از کسي جدا بشين, طرفتون روي جدي بودن حرفتون حساب نميکنه و دائماً مزاحمتونه. اين کار مثل استفاده بي رويه از يه دارو ميمونه, بعد از يه مدت ميکروب به دارو مقاوم ميشه و وقتي که واقعاً مريض ميشين, اون دارو ديگه اثر نداره... توصيه اول من به همه, چه دختر و چه پسر اينه که هيچ وقت به خاطر چيزاي کوچيک و بي ارزش با کسي برخورد نکنيد و لوس بازي و قهر نکنيد, اما اگه کارد به استخون رسيد و تصميم به جدايي گرفتين, هيچ راه بازگشت و بخششي نذارين. قطع رابطه چيزي نيست که بشه باهاش بازي کرد.

تماسها رو کم کنيد :   قدم اول اينه که زماني رو که اون ميتونه به شما دسترسي داشته باشه رو به تدريج محدود و محدودتر کنيد. تلفن هايي رو که به شما ميشه کنترل کنيد و تماسهايي رو که از اون هست يکي در ميون و دوتا در ميون جواب ندين. در مورد email ها و پيامهاي اينترنتي هم اين نکته ضروريه. تماس رو به کل قطع نکنيد, چون مشکوک ميشه؛ فقط تعداد دفعاتي رو که با شما تماس ميگيره رو کم کنيد و همينطور مدت زمان تماس رو. تقريباً هيچ وقت بهش زنگ نزنيد و بزاريد فقط اون با شما تماس بگيره. البته همه اينکارها رو طوري انجام بدين که انگاره هيچ منظور خاصي در ميون نيست به صورت اتفاقي پيش اومده. يعني اصلاً لحن برخورد خودتون رو عوض نکنيد. تو اين مرحله هدف فقط کم کردن تماسه, همين.

تشويقش نکنيد :   هر نوع حرف يا علامتي که نشون ميده شما از بودن با اون راضي هستيد رو قطع کنيد. حرفهايي مثل "خوشحالم که ميبينمت", "دلم برات تنگ شده بود", "خوشحالم که باهاتم", "با تو بهم خوش ميگذره" و مخصوصاً "دوستت دارم". اينها طرف مقابل رو تشويق ميکنن که به رابطه ادامه بدن. اصلاً و ابداً حتي به صورت ظاهري هم رضايت خودتون رو از رابطه اي که دارين نشون ندين. هر نوع هديه و کادو و غيره کاملاً ممنوع!

برنامه ريزي منفرد بکنيد :   اگه تاحالا عادت داشتين که هر جا ميرين با هم بريد, مثلاً سينما, گردش و غيره. شروع کنيد بدون اون براي خودتون برنامه بذاريد و کاري کنيد که اون بفهمه. سعي کنيد با دوستان پسر خودتون اين ور اونور بريد و اون رو نبريد. اگه حوصله اش رو داريد که تنها بريد خيلي بهتره چون با اين کار اين پيام رو ميفرستين "ترجيح ميدم تنها باشم تا با تو باشم".

زياد تائيدش نکنيد :   وقتي مثلاً داريد با هم صحبت ميکنيد يا در جمع دوستانتون هستيد, حرفهايي رو که ميزنه رو تائيد نکنيد. مثلاً اگه جک تعريف کرد, نخنديد يا خيلي کم بخنديد. در بحثها ازش دفاع نکنيد و سعي کنيد نشون بديد که ديگه نميتونه رو شما حساب کنه. البته اين کار رو بايد با ظرافت خاصي انجام بدين که طبق معمول طرف شک نکنه که در حال جدا شدن هستيد. يعني مثلاً طوري برخورد نکنيد که اطرافيان فکر کنند که با هم قهر هستيد؛ فقط در همه چيز و همه جا تائيد کننده کارها و حرفهاش نباشيد.

وقتش رو پر کنيد :   در اکثر موارد مزاحم ها وقت آزاد زيادي دارند و به همين دليل وقتشون رو روي شما صرف ميکنند. يه کاري کنيد که وقتش به نوعي پر بشه و نتونه شما رو دائماً کنترل کنه. تشويقش کنيد بره سر کار و يا اينکه بره کلاسهاي فوق برنامه. خلاصه اينکه مطمئن بشيد اوقات فراغتش کاملاً پره و وقت آزاد نداره تا با شما بگذرونه.

امتيازات خودتون رو کم کنيد :   بررسي کنيد و ببينيد چرا بين اين همه پسر/ دختر, شما گير اين افتاديد؟ پولداريد؟ خوش برخورديد؟ خوشتيپيد؟ زياد اينور اونور ميبريدش؟ سکس؟ بايد بفهميد چه چيزي در شما هست که ارزش اين همه گير دادن رو داره؟! اون چيز رو پيدا کنيد و "کاملاً" قطعش کنيد. اگه مثلاً شما با ماشين اينور اونور ميرسوندينش, يه مدت بريد پياده روي و ماشين رو کاملاً حذف کنيد. هر نوع رابطه جسمي رو به تدريج قطع کنيد و تقريباً به صفر برسونيد. شروع کننده هيچ ارتباط جسمي نباشد (مثلاً اگه اون اول دست شما رو گرفت مشکلي نيست اما شما اصلاً اول دست اون رو نگيريد). موقع نشستن فاصله رو حفظ کنيد و به قول معروف به خطوط مرزي قبل از شروع رابطه برگرديد.

براش يه دوست پسر / دختر پيدا کنيد :   جدي ميگم! براش يه دوست پسر/دختر پيدا کنيد. قرارهاي مشترک با دوستاي پسر خودتون بذاريد و سعي کنيد بين اون و دوستاي پسر خودتون مکالمه برقرار کنيد. ببينيد با کدوم يکي از دوستاي شما بيشتر هماهنگه و بعدش سعي کنيد يه جوري اين دو نفر رو به هم وصل کنيد. مثلاً اگه ديديد دارن با هم حرف ميزنن, شما مشغول صحبت با يه نفر ديگه بشين و اصلاً تو صحبت اون دوتا دخالتي نکنيد. حتي اگه ميتونيد با يه کلکي کاري کنيد که اين دو نفر بتونن با هم بدون حضور شما ملاقات کنند, خيلي بهتره! اين روش معمولاً خوب جواب ميده و وقتي هم جواب ميده از نظر استراتژيک شاهکار از آب درمياد, چون ظاهراً دوست دخترتون به شما خيانت کرده و شما رو ول کرده, اما باطناً شما بوديد که اونو ول کردين! جالبه نه؟! (بعضيا الان ميپرسن کجاش جالبه!؟)

مودبانه موضوع رو بهش بگيد :   وقتي کليه روشهاي بالا به نتيجه نرسيد, زمان ديپلماسي فرا ميرسد! يه روز خاص بهش زنگ بزنيد و با لحني مشابه مامور CIA بهش بگيد که فلان ساعت بياد به فلان محل تا در مورد يه موضوع مهم باهاش صحبت کنيد. به يه جاي عمومي ولي نسبتاً خلوت بريد و به تدريج و به آرومي بهش بفهمونيد که با وجودي که "اصلاً و ابداً" در وجود اون اشکالي نميبينيد اما شرايط طوري هست که ديگه نميتونيد به اين رابطه ادامه بدين و مجبوريد ازش جدا بشيد. نکته مهم در اين مرحله اينه که بايد سعي کنيد به شخصيت دختر آسيبي وارد نشه. براي اينکار تقصير رو به گردن شرايط بگذاريد. بايد توضيح بدين که احساس ميکنيد با وجود اينکه نکات "مثبت" زيادي در وجود اون ميبينيد اما احساس ميکنيد که هماهنگي چنداني بين شما وجود نداره و بهتره که از اين به بعد "مثل دو تا دوست معمولي" در کنار هم باشين. اين عبارت "مثل دو تا دوست معمولي" دنيايي حرف و تفسير در دل خودش داره که اميدوارم روزي بتونم بطور کامل براتون بنويسم.

اعلام جنگ :   اگه ديپلماسي به نتيجه نرسيد, زمان جنگ فرا ميرسه! قاطعانه و محکم بهش بگيد که از حضور دائميش تو زندگي خودتون و اينکه هميشه بهش زنگ ميزنيد خسته شديد و وجودش داره براتون آزاد دهنده ميشه و ديگه نميخواين ببينيدش. البته ميدونم که گفتن اين چيزا ممکنه بيرحمانه به نظر بياد, اما به دو دليل شما بايد اينها رو بگيد, اول اينکه قبلاً همه روشهاي ديگه رو امتحان کرديد و نتيجه ندادند و در حقيقت خود طرف مسئول حرفهاييه که شما بهش ميزنيد و دليل دومش هم اينه که شما انسانيد و حق داريد اطرافيانتون رو انتخاب کنيد؛ بايد استانداردهاي دوگانه جامعه تو اين مسائل شکسته بشه! چرا اگه يه دختر به يه پسر اين حرفها رو بزنه, دختر پاک و نجيبه و پسر مزاحم؟! اما اگه يه پسر به دختر اين چيزها رو ميگه, پسر بيرحم و بي عاطفه است و دختر مظلوم!؟

مراجعه به مقامات بالا :   اگه بعد از اعلام جنگ هم هنوز مثل کنه به شما چسبيده بود وقت اون ميرسه که با پدر و مادر دختر يه صحبتي بکنيد. يه تلفن بهشون بزنيد و از سير تا پياز ماجرا رو براشون تعريف کنيد و بهشون بگيد جلو دخترشون رو بگيرن وگرنه هر اتفاقي بيفته مسئولش خودشون هستند. تو جامعه اي مثل ايران که همه عادت کردن پسرا مزاحم دخترا بشن, همچين تلفني فوق العاده موثره, در اکثر موارد دختر مورد نظر کاملاً مفقودالاثر ميشه! البته اين کارو بايد با ظرافت انجام بدين, يعني اولش با مادر دختر صحبت کنيد و يه مدت صبر کنيد ببينيد موضوع فيصله پيدا ميکنه يا نه؟ اگه حل شد که هيچي اما اگه حل نشد, باز با مادرش صحبت کنيد و تهديدش کنيد که اگه موضوع حل نشه مجبوريد با پدر دختر حرف بزنيد. اگه باز هم موضوع حل نشده, زمان تماس با پدر دختر ميرسه...

حالا ممکنه سوال کنيد اگه پدر مادر دختر اصولاً از اولش در جريان همه چيز بودن تکليف چيه!؟ خوب, خيلي جالب ميشه آدم يه روز صفحه حوادث روزنامه رو باز کنه و اين خبرو بخونه : "پسري به دليل مزاحمتهاي يک دختر به دادگاه شکايت کرد!" البته اگه شما دختر باشيد وضعيت بهتره چون معمولا" روال بر اين هست که اگه به يه مامور بگيد اين اقا پسر مزاحمتون هست اول پسره رو يه دست کتک  مفصل ميزنن بعد میپرسن قضيه چيه!!!