من زنده ام

روزی که دوره آموزش سربازی تمام شد نشستیم پای صحبت فرمانده گروهانمان

فرماندهی که همسن خودمان بود ، ستواندم دانشگاه افسری

در مورد رسته اش میگفت ( گرایش شغلی در ارتش ) که رسته پیاده را انتخاب کرده بود .

انتخاب اول.

و در مورد دوستانش میگفت که رسته آجودانی ( کارگزینی در ارتش ) را انتخاب کرده بودند و حتی سرهنگش چون کارش گیر بود پاچه خاری اشان را میکرد و . . .

ولی او از انتخاب خود پشیمان نبود

رسته پیاده را دوست داشت

سختیهای آنرا دوست داشت و میگفت :

هر روز دست و پنجه نرم کردن با مشکلات به وی احساس زنده بودن میدهد.

و چه احساس زیبایی

احساسی که من اکنون درکش میکنم

من زنده ام.

« سال نو »

اول از همه سال جدید رو به تو دوست خوبم که به وبلاگ من سر میزنی تبریک میگم و آرزو میکنم سال جدید بر وفق مرادت باشه و بهت خوش بگذره.

برای من:

روز اول سال با یک ضد حال اساسی شروع شد.

و . . .

داره خوش میگذره.

تمام امسال رو من سربازی خواهم بود ولی با این وجود برنامه های زیادی براش دارم که نمیدونم چقدر موفق بشم.

ولی سعی خودم رو میکنم.