« پدر خدمتی »

در پادگان پدر خدمتی به کسی گفته میشود که دقیقا" یک سال قبل به خدمت اعزام شده است.

و اون روز نوبت ترخیصی پدر خدمتی من بود.

چه حالی داره یک ساعت مونده به کارت گرفتن سه روز اضافه خدمت بخوری؟

علت:

کارت پایان خدمت را باید با لباس شخصی تحویل بگیری ، میای اطاق که لباس شخصی بپوشی که فرمانده تیپ میاد بازدید و کنجکاو میشه تا اطاق افسران رو هم بازدید کنه.

البته نمیدونه اطاق افسران هست.

ساعت خدمت داخل اطاق چیکار میکنی؟

این چه وضع اطاق هست؟

و حتی گوش نمیدهد تا بشنود تو دیگر کسر آمار شده ای و سرباز نیستی.

این اوچ تشکر و قدردانی این سازمان از لیسانس وظیفه ای است که دو سال از بهترین سالهای زندگیش رو در این اطاق کثیف و دلگیر برای خدمت به این سازمان تلف کرده.

این اوج تشکر وطن تو از توست.

این اوج تشکر وطن ما از ماست.

 

و این آخرین روز خدمت دوست خوبم حسین صوفی احمد بود.

او رفت

او رفت ، او از این فضای دلگیر فرار کرد و حتی چند دقیقه ای برای نهار با ما نماند.

او رفت تا این فضای دلگیر برای من دلگیرتر شود.

 

آرزو میکنم همیشه موفق باشی دوست خوبم.

« روزهای پسوه »

کاری را که در عرض یک ربع انجام شندی است اینجا باید یک هفته طول بکشد

اینجا تنها چیزی که ارزش ندارد زمان و بهره وری نیروی انسانی است

کاغذ باید صرفه جویی شود ، از کاغذ کاهی استفاده میکنیم ولی برای صرفه جویی در زمان چه باید کرد؟

 

صورت مصرفی ماهیانه را مینویسم.

یادم میآید تهیه صورت مصرفی در نرم افزار ما فقط ۳۰ ثانیه طول میکشید و مشتریهایمان از سرعت پایین و کند بودن نرم افزار بسیار ناراضی بودند.

و اکنون

به دنبال ماشین حساب

یک هفته

کمی کمتر یا بیشتر طول میکشد تا چرک نویس حاضر شود

حال نوبت پاک نویس کردن است

در جستجوی خط کش

به دنبال کاربن و کاغذ ، کاغذ کاهی

باید ۵ برگ نوشته شود ، مواظب باش کاغذها زیر فشار خودکار پاره نشوند.

۵ برگ اول خراب میشود ، بسیار ریز نوشته شده است

اینبار گزارش را دو صفحه میکنیم

۱۰ برگ

۱۰ برگ دوم هم خراب میشود . جایی برای عنوان و امضا ها در نظر گرفته نشده است.

بار سوم خودم پاک نویس میکنم که میبینم نصف صورت مصرفی اشتباه دارد.

 

باید روز را سپری کرد.

اینجا بیکاری بیشتر از کار کردن آدم را خسته میکند.