« پدر خدمتی »
و اون روز نوبت ترخیصی پدر خدمتی من بود.
چه حالی داره یک ساعت مونده به کارت گرفتن سه روز اضافه خدمت بخوری؟
علت:
کارت پایان خدمت را باید با لباس شخصی تحویل بگیری ، میای اطاق که لباس شخصی بپوشی که فرمانده تیپ میاد بازدید و کنجکاو میشه تا اطاق افسران رو هم بازدید کنه.
البته نمیدونه اطاق افسران هست.
ساعت خدمت داخل اطاق چیکار میکنی؟
این چه وضع اطاق هست؟
و حتی گوش نمیدهد تا بشنود تو دیگر کسر آمار شده ای و سرباز نیستی.
این اوچ تشکر و قدردانی این سازمان از لیسانس وظیفه ای است که دو سال از بهترین سالهای زندگیش رو در این اطاق کثیف و دلگیر برای خدمت به این سازمان تلف کرده.
این اوج تشکر وطن تو از توست.
این اوج تشکر وطن ما از ماست.
و این آخرین روز خدمت دوست خوبم حسین صوفی احمد بود.
او رفت
او رفت ، او از این فضای دلگیر فرار کرد و حتی چند دقیقه ای برای نهار با ما نماند.
او رفت تا این فضای دلگیر برای من دلگیرتر شود.
آرزو میکنم همیشه موفق باشی دوست خوبم.
من تا بحال سه تا وبلاگ داشتم.